یه اتفاق بد
وقتی ک تورو سه ماهه باردار بودم یه اتفاق بد افتاد و ما فکر کردیم ک تورو از دست میدیم.اما خدارو شکر ک اتفاقی برات نیفتاد و خدا تورو ب ما بخشید.عزیزکم من خیلی ناراحت بودم و همش گریه میکردم و خیلی استرس داشتم اما دکتر گفت چیز مهمی نیست و با استراحت کردن بر طرف میشه,ب خاطر همین دو ماه کامل خوابیدم و استراحت مطلق داشتم و تا ب دنیا اومدنت هم مجبور بودم مراعات کنم.اما اصلن ناراحت نبودم چون خدا تورو بهم داد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه اتفاق بد
